خداوندا ! چه گم كرد، آنكه تو را يافت و چه يافت، آنكه تو را گم كرد.
هنوز هم بهترين جاي را در قافيه عاشقانه هايم داري و هر چه بهترين است از آن تو!
هنوز هم آواره ترين تو هستم و بي هيچ نگراني جاده هايي را كه از عبور مكرر من خسته شده اند، مي پيمايم، بي آنكه بدانم مقصد كجاست.
صداي قدم هايم را ،مغز جاده ها از بر شده اند و زمزمه هاي دلتنگي ام فضاي مسير را پر كرده است،نگاهم هم كه ديگر خسته از خيره ماندن و جستن و انتظار معني كردن.
دلم هم كه دارد مي ميرد....
ميدانم پشت يكي ازهمين رودخانه هايي هستي كه، مقصدشان بي نهايت است وبه اقيانوس كمال خدامي ريزند.
و درخت هايي كه قد مي كشند تا خدا ،و من بالاتر خواهم رفت به اميد رسيدن.
ميدانم در همين هوايي هستي كه هر روز مي بويمت!! و ريه هاي زندگي ام پر از اين هوا شده است،هواي خدا!!
باورم شده است! كه روزي به نقطه اي خواهم رسيد...
آن نقطه ،آخر قصه دراز انتظار من است.آخر خط قصه فقط من هستم و تو با خدا .
و مي دانم در آن روز ،جز نگاه ،توان تكرار واژه اي را نخواهم داشت.
با توام!
......
توئي كه به آني وجودم را پر مي كني و به آني خالي از تو مي شوم.و ..آه....
آه كه چه درديست خالي شدن از تو..
توئي كه هر لحظه مي ميرم و ميميرانيم از فراغت ..!
توئي كه خود ميداني ، بودنت برايم آرامش جان است و وجودت آرامش خيال....!
توئي كه ذره ذره من شده اي و بي تو جرعه جرعه آب مي شوم.
موسيقي دلم و همچنان غريبانه مي نوازد و به اميد نگاهي از تو تا جان بگيرد..
تو همچون جان، در لابلاي تارو پود من مي ماني و همچون نفس مي روي..
با خيال ديدن تو به خواب مي روم ،تا بيابمت و عاشقانه هايم را برايت زمزمه كنم.و آه...كه هزاران شب است كه هنوز در كوچه هاي مشكي پوش شب هايم پا ننهاده اي و پيدا هم نمي شوي..
مي ترسم...
مي ترسم از آنكه،گم شده باشم و بيراه بروم.
من نيستم يا تو...؟؟
مرا مي كشاني به سوي درياي وجودت و تا غرق در تمنايت مي شوم،ناگهان سراب مي شوي.
دارد كم كم باورم مي شود كه اين هاله هاي اشك هايم را كه پشت ديوار هق هق هايم پنهان شده اند را نمي بيني..
حتي صدايم را حتي نمي شنوي..
همچون غريبه اي آنچنان از من دور مي شوي كه انگار نمي داني تو تنها ترين آشنايي برايم.
دردانه ام شده اي و انيس جانم.
بيا كه تنهايي ام را پر مي كني ،از عطر وجودت..
بيا كه با تو تازه مي شوم و رها در هواي تو...
بيا كه مرحم دل تنها ي من مي شوي و من پر از خواهش تكرار تو...
تا كي نامه هاي تكراري برايت نوشتن را ادامه دهم ...
آه ..كه جه مي شود اگربه اندازه يك لحظه لايق ديدار تو شوم.
اللهم عجل لوليك الفرج
